درباره وبلاگ

همه اين بي نوشتن ها را مي نويسم همه دردها رامي نويسم براي تو مي نويسم
تمام آن لحظاتي را كه بي تو سر كردم.. بي تو ميرفتم تنها و براي تو مي نويسم..
همان طور كه بخواهي. همانطور كه تو بخواني.چون تو خود خواستي كه حرفهايم را با تو قسمت كنم..
مي نويسم از همه روزهاي دلتنگي از همه روزهاي بي كسي از همه روزهاي كه حتي سلامي نبودحتي احوالپرسي مختصري كه من به همه اينها راضي بودم..
مي نويسم برايت چه باشي چه نباشي چه بخواني. چه نخواني.من فقط مي نويسم . تمام سفيدها را برايت سياه مي كنم. تمام نقطه ها را به سر خط مي برم و برايت مي نويسم..
مي نويسم فقط براي تو مي نويسم من شب هنگام زير پتوي چارخانه صورتي ام مي خزم چشم ها را می بندم تاتو راپيدا کنم تو همين حوالي هستي چه فکرت ته خط باشد چه يک نقطه تومهمان رويای شبانه منی
براي نقطه پايان تنهايي تو تنها اسمي بودي كه صدا كردم...
مینای عزیزم خیلی دوست دارم امیدوارم که هر جا باشی خوب و خوش و سلامت باشی
بهترینهارو برات آرزو می کنم
خیلی دوست دارم
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY

بگذار در نگاه تو ذوب شوم.............

صدايت مي كنم امشب
من از عمق دلم بنگر
جوابم ده تو نجوا كن
شود حالم از اين بهتر
صدايت مي كنم بشنو
كه من بي تو نمي مانم
بيا يارم تو خورشيدي
كه بي تو رنگ شب خوانم
صدايت مي كنم برگرد
كه تنها تو شدي يارم
بيا اي عشق نافرجام
به تو مديون بدهكارم
صدايت مي كنم شايد
شوي يك لحظه مهمانم
در آن لحظه تو را گويم
چه اندازه پريشانم
صدايت مي كنم اما
چرا چيزي نمي گويي
از اين قلب پر از حسرت
چرا مهرم نمي جويي
صدايت مي كنم جانا
برس امشب به داد من
تمام خواستن ها را
تو از بر كن به ياد من
صدايت مي كنم از دل
تو هم امشب صدايم كن
تو مغروري غرورت را
فقط امشب فدايم كن

برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است. تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند. در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم. ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم
آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوق تو اشک می شدم و بر صورت مه آلودت می لغزیدم
ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم تا شاید جاده ای دور هنوز بوی خوب پیراهنت را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد که مرهمی شود برای دلتنگی هایم

كوچه اي هست كه هر روز غروب در انتظار شنيدن گام هاي ِ توست.
ودراين كوچه خانه اي ست...
تو رفتي وچه پرشتاب گذشتي
تو،حتي لحظه اي صميمانه، به در چوبي آن خانه نگاه نكردي
اگرچه ميدانستي
پشتِ آن درحياطي ست وباغچه اي،
تو،رفتي وچه آسان گذشتي
توحتي لحظه اي گذارا، اين انديشه به ذهنت خطور نكرد كه گل هايِ باغچه،
با اصالت دستان تو روئيدند.
تو رفتي وچه سخت گام برداشتي
اگرچه مي دانستي،
كسي هست در ان خانه.،كه هر روز، گل هايِ اطلسي ورازقي را آب مي دهد
.jpg)

نوشته شده توسط mojtaba در یکشنبه هفتم مرداد 1386 ساعت 21:42 موضوع | لینک ثابت
علی ای همای رحمت تو چه آيتي خدا را که به ماسوا فکندي همه سايه هما را دل اگر خداشناسي همه در رخ علي بين به علي شناختم به خدا قسم خدا را به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علي گرفته باشد سر چشمهي بقا را مگر اي سحاب رحمت تو بباري ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را برو اي گداي مسکين در خانهي علي زن که نگين پادشاهي دهد از کرم گدا را بجز از علي که گويد به پسر که قاتل من چو اسير تست اکنون به اسير کن مدارا این روز خجسته رو به همه پدران بزرگ تبریک می گم




![]()








سلام گلم
سلام عشقم
سلام عمرم
آخ چقدر وقتی که صدات می کنم آروم می گیرم
آخ گلم چقدر دلم هوات و کرده
این روزا همه چیز مشکل شده حتی زنده کردن خاطره ها
اینجا کسایی هستن که نمی زارن من به یادت باشم
اما آخ چه کیفی داره وقتی دور از چشم و حرفای همه آدمهای به نظر عاقل می ری یه گوشه و تا اونجایی که دلت می خواد
یا شایدم تا ته ته دنیا به اون کسی که عشقته ، دوستش داری، یا می خوای که همیشه باهاش باشی فکر می کنی و هی تا صبح واسه خودت رویا ببافی
بعضی موقه ها چقدر احمق شدن و دیونگی مزه می ده
آخ عشقم کاش می دونستی که چقدر از این همه فکرای قشنگ و درست دیگران خسته شدم
دلم می خواد مثل بچه ها باشم
دلم می خوای حرفای بچه گونه بزنم
دلم می خواد برم توی کوچه با بچه ها بازی کنم
دلم می خواد بلند بلند بدون اینکه به کسی توضیحی بدم گریه کنم
اما نه مثل اینکه نمی شه همه مدام می گن
پسره عاقل باش
پسره جلوی پات و نگاه کن
پسره حواست جمع باشه
پسره مواظب باش
کاش می تونستم برای اینکه عاشقت شدم روزی هزار بار به دیگران توضیح ندم
کاش می شد برای اینکه بتونم زنده بمونم دیگه بهت نامه ندم
کاش می شد برای اینکه ....
آخ که هر چی می گم حرفام تمومی نداره
تو خودت راهی جلوی پای من بزار
![]()


هت به دنبال جفت عشق خويش مي گردد


هر شب در روياهايم تو را مي بينم و احساس ات مي کنم و احساس مي کنم تو هم همين احساس را داري.
دوري، فاصله و فضا بين ماست
و تو اين را نشان دادي و ثابت کردي
نزديک، دور، هر جايي که هستي
و من باور مي کنم که قلب مي تواند براي عشق بتپد
يک باره ديگر در را باز کن
و تو اينجا در قلبمي
و قلب من ادامه خواهد داد و خواهد داد
عشق ميتونه يه بار ما رو لمس كنه و تا آخر عمر ادامه پيدا كنه
و تا وقتي كه ما يكي هستيم نميتونيم بذاريم بره
و اين عشق مي تواند براي هميشه باشد
و تا زماني که نمرديم نمي گذاريم بميرد
عشق زماني بود که من تو را دوست داشتم
و واقعا تو را در کنارم و آغوشم داشتم
در زندگي من،ادامه خواهد داشت
نزديک، دور، هرجايي که هستي
من باور دارم که قلب هايمان خواهد تپيد
يک باره ديگر در را باز کن
و تو در قلب من هستي
و قلب من ادامه خواهد داد و خواهد تپيد
تو اينجا هستي، و من هيچ ترسي ندارم
و مي دانم قلبم براي اين خواهد تپيد
ما براي هميشه باهم خواهيم بود
تو در قلب من در پناه خواهي بود
و قلب من براي تو خواهد تپيد
و خواهد تپيد...
![]()
سلام می کنم به همه شما دوستان گلی که از وبلاگ من بازدید می کنین و منو با نظرات سازندتون خوشحال می شکنین
دوستانی که لطف کرده بودند و تو نظرات گفته بودن که من از عشقم یه چیزی بنویسم :
چشم من این کارو میزارم برای موقعی که آمادگی لازم رو برای وصفش داشتم با یه تایپیک جداگانه این کارو انجام می دم
منتظر نظراتتون هستم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط mojtaba در دوشنبه یکم مرداد 1386 ساعت 15:30 موضوع | لینک ثابت